تبلیغات

ابزار وبمستر

یخمک فروش جهنم - من تو او هیچگاه در کنار هم نبودیم هیچگاه یکدیگر را نشناختیم
 
یخمک فروش جهنم
درباره وبلاگ


بازم تنها شدم و غصه از راه رسید
بازم این روزگار
تنهایی منو دید و از من برید
بازم چشای من ابری شده
اخه طاقتم مثل قدیما نیست کم شده
ای خدا شدم مثل اون عکس قدیمی
که داره میپوسه
و چیزی ازش نمی بینی
آخه خیلی وقته
که کسی منو با عشق نبوسیده
خیلی وقته
که کسی منو به آغوش نکشیده
تک و تنها شدم تو تنهایی آم
هاج و واج موندم
که من از این دنیا چی میخوام
خزون دل رسید و کسی نگفت عاشقتم
کسی نگفت دیوونه گریه نکن ، من یارتم
حالا فقط
این دله سنگ صبوره تنهایی آی منه
انقدر تنها شدم
که صبوری هم به من طعنه میزنه
رو دلم پر از زخمای کهنه است
اخه دلم یه عمره که شکست ست
اخه هر کی که از راه میرسه
جای اینکه رو دلم مرهم بزاره
تنهایم رو به روی من میاره
دلکم دیگه بس کن پنجره رو باز کن
بازم داره بارون می باره
بزاره بارون رو دردای من بباره
اخه بارون حتی اگه مرهم نباشه
لااقل رو زخمای کهنه ام نمک نمی پاشه

www.doreakhar.ir

مدیر وبلاگ : صمد آرزومند
نظرسنجی
چند سالتونه ؟












نویسندگان




 
من به مدرسه میرفتم تا در س بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا


من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت


معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود






معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت وعلم
گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار
توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن
بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش
بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگا های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار می گشت

روزنا مه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم
که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه
آن را  به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه
برای اولین بار بود در زندگی اش
که این همه به او توجه شده بود !!!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند

زندگی ادامه دارد
هیچ وقت پایان نمی گیرد

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!!

من تو او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود؟؟
؟




نوع مطلب : اجتماعی، 
1396/05/31 09:22
Thank you a bunch for sharing this with all of us
you really realize what you're speaking approximately!
Bookmarked. Please additionally discuss with my site =).
We may have a hyperlink trade contract between us
1396/02/4 04:10
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to
my blog that automatically tweet my newest twitter updates.

I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something like
this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to
your new updates.
1396/01/23 15:31
This is a topic that is near to my heart... Best wishes!
Where are your contact details though?
1393/05/18 00:23
لایکککککککککککککککک...عالی بود
صمد آرزومند

مرسی
1393/04/2 10:42
سلام
با اینکه قبلا خونده بودمش ولی بازم تاثر برانگیز بود
موفق باشی
صمد آرزومند

مرسی
1393/04/1 19:30
سلوووووووووووووم خوشمل بووووود
صمد آرزومند

ممنونم
1393/03/31 18:43
این نوشته ی خودتونه؟
عالیه اما ناراحت کننده..
این دنیا همچیش پیچیده است:(
مامانم میگه دنیا همیشه همینجوری بوده
کاش اینطور نبود...
صمد آرزومند

سلام
بله. جزء نوشته های خیلی قدیمیه که دوباره گذاشتمش
1393/03/31 17:47
چه وضعیه؟مدیر رویت نمیشه درضمن کامنت ها هم بی پاسخ/ سر هم که نمیزنید
صمد آرزومند

سلام
ببخشید
امتحان داشتم خب
1393/03/30 20:51
احساس نمی کنین این پست تکراریه؟!
صمد آرزومند

بله. تکراریه. چون شما از کاربران قدیمی هستی این پست رو حتما دیدی
1393/03/29 12:36
تاجاشون نباشیم نمی تونیم درکشون کنیم
صمد آرزومند

1392/08/11 18:07
هر وقت میام تو وبلاگتون تقریبا نزدیك ی نیم ساعتی رو همین پست میمونم.......
خیلی فوق العادس....
هر چ قدر بگم باز كمه........
واقعا آدمو متحول میكنه......
اولین متنی بود ك اینقدر فكرمو به هم ریخت....
دو روزه همش دارم این متنو با خودم مرور میكنم....
اما بازم هر وقت میام تو وبتون سر این متن گیر میكنم.....

واقعا عالی....
ایشالا ك همیشه موفق باشین.......
صمد آرزومند

سلام
مرسی از لطفی که بهم دارین
راستی شما میتونین هر کدوم رو خواستین بردارین
1392/08/10 19:45
خیلیییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بوووووووووووووووووووووووووووووووووود
صمد آرزومند

1392/08/6 17:21
این مطلب رو قبلا خونده بودم
خیلی زیباست
صمد آرزومند

ممنونم
1392/08/6 12:14
خیلی از این مطلب خوشم اومد با اجازت میذارم تو وبم
صمد آرزومند

خواهش میکنم
1392/07/30 00:12
صمد آرزومند

مرسی صبا جان
1392/07/29 23:27
...کشته هم از برای کشته شدن خود پاسخگوست و دزد زده هم از برای دزدزدگی خود بی تقصیر نیست.
راستکاران از خطای نابکاران بری نیستند و پاک دستان دست شان به گناه ناپاکان آلوده است.
آری ای بسا آسیب رسان که از آسیب دیده ستم کشیده است.
و ای بسا بیشتر که محکومان بار گناه بی گناهان و آسودگان را به گردن گرفته اند.
شما کی می توانید دادگران را از ستمگران و خوبان را از بدان جدا کنید؟
زیرا که آنها دربرابر آفتاب کنار یکدیگر ایستاده اند٬ همچنان که ریسمان سیاه و ریسمان سفید به هم تابیده اند.
وهرگاه که ریسمان سیاه پاره شود٬ بافنده تمام پارچه را می نگرد و دستگاه بافندگی را هم از نظر دور نمی دارد.
و شما ای داوران که می خواهید دادگر باشید٬ چیست داوری شما درباره ی آن کس که تنش شریف است و روحش دزد؟
چیست کیفرشما از برای ان کس که تنی را می کشد اما روح خود او را دیگران کشته اند؟
و چگونه دنبال می کنید آن کس را که در کردار فریبکار و ستمکار است اما بر خود او نیز فریب و ستم رفته است؟
حال ای شما که می خواهید عدالت را بشناسید چگونه می توانید مگر آن که هر کاری را در روشنای تمام بنگرید؟
فقط آن گاه است که خواهید دید ایستاده و افتاده یک تن بیش نیست که در سایه ی میان شب خویشتن ناساز و روز خویشتن خدایی اش خفته است
و نخستین سنگ بنای معبد از فروترین سنگ شالوده ی آن فراتر نیست....


زیبا اما كمی تكراری است
صمد آرزومند

ممنونم
بله دوباره گذاشتمش
1392/07/29 19:58
مرررررررررررررررررررسی
صمد آرزومند

1392/07/29 19:44
ممنون مطلب قشنگی بود اشكم در اومد واقعن چرا باید تو جامعه اینقد تفاوت طبقاتی باشه ؟یقین دارم خیلی از دكتر مهندسا از بچگی فقیر بودن ولی باپشتكارشون موفق شدن به جایی برسن ك همه بهشون افتخار كنن
صمد آرزومند

شرمده که ناراحت شدین
نمیدونم والله. روز به روز هم دارهفاصله ها بیشتر و بیشتر میشه
1392/07/29 19:37
سلام وبلاگ قشنگی داری به منم سر بزن خوشحال میشم...
با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن..
صمد آرزومند

سلام
ممنونم
کاش ادرس وبلاگتون رو برام مینویشتین
1392/07/29 17:56
حرف نداشت...مرسی عزیزم...
ببخشید یه کم دیر شد که بیام آخه درسام خورده توسرهم...باعرض معذرت..
صمد آرزومند

سلام
ممنونم
خواهش میکنم
منم دیر به دیر میرسم بیام
1392/02/30 13:18
be manaie vaghey bi nazir bod
صمد آرزومند

ممنونم حمید جان
1392/02/28 21:56
خیــــــلی قشنگ بــود...!!
آقا صمد واقعا حالم عوض شد...چقد خوبه که ما همه خطا هامون رو از دیگران نبینیم و همه ی موفقیت هامون رو از خودمون تنها ندونیم...
صمد آرزومند

ممنونم
1392/02/24 20:28
عالی بود...
1392/02/24 13:00
واقعاً عالی بود!
نه! خوشم اومد ازت!
صمد آرزومند

ممنونم
1392/02/24 00:45
سلام میسی که اومدی وبم
منو با اسم وبم بلینک بگو با چه اسمی لینکت کنم
1392/02/23 22:59
مثل همیشه پر از معنی و تلخ اما واقعیت

درود بر تو دوست عزیز که همیشه تلنگر بر شیشه احساس من می زنید

دوست خوب خوشحال میشم اگه لینکم کنی
صمد آرزومند

شما لینک شدید . لطفا روی همه پیوند ها کلیک کرده و لینک خودتون رو ببنید
1392/02/23 21:28
سلام وبلاگ خوبی دارین شماباافتخارلیتک شدین
صمد آرزومند

شما هم لینک شدید
1392/02/23 18:16
سلام ممنون از حضورتون
1392/02/23 15:04
سلام
درود بر شما دوست عزیز

بی نظر بود
راستی لینك شدین اگه لینكم كنید خوشحال میشم
صمد آرزومند

ممنونم
چشم
1392/02/23 14:54
سلام وب زیبایی داری ممنون که بهم سر زدی بازم بیا خوشحال میشم راستی اپت هم قشنگ بود ممنون بدرود
صمد آرزومند

مچکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :